ابراهيم عاملي ( موثق )
111
تفسير عاملي ( فارسي )
پيشرفت او ميشوند ، و يا لا اقلّ در تهيّه ى وسائل آن تقصير ميكنند ، و گر نه استعداد هنر و سياست كه در فرزند وزير هست ، در فرزند آن روستائى ده نشين هم يافت مى - شود ، ليكن خلقت اصلى او را تغيير دادهاند كه مدرسه و تعليم و تربيت و وسائل تكامل او را فراهم نكردهاند . « وَما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ تا آخر آيات » 120 تفسير منظوم صفيعليشاه : وعده ى شيطان نباشد جز غرور و اندر آن نفعى مگر فقر و قصور آن گروهى كه خورند از وى فريب نيست ايشان را بجز دوزخ نصيب هم نباشد هيچ ايشان را پناه تا گريزند سوى آن زان جايگاه وانكه مؤمن گشت و اعمالش نكو است فعل نيكش در جزا راجع به او است زودشان بدهيم در جنّت مقام جاودان مانند در دار السّلام جويهاى جارى از شير و عسل علم و اخلاق است و عرفان عمل راست باشد وعده ى حقّ بيسؤال كيست از حقّ راستگوتر در مقال سخن ما : 1 - آيت صد و شانزده « إِنَّ اللَّه لا يَغْفِرُ » با آيت چهل و هشت همين سوره تفاوت ندارد مگر در آخر آيه كه آنجا « افْتَرى إِثْماً عَظِيماً » است ، و اينجا « ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً » گفته شده است ، و آن روز كه اين آيات نازل ميشد نه كتاب منظَّم در دست مردم بود كه آنها را نوشته باشند ، و نه تمام آن را از اوّل تا آخر براى هر موقع تكرار ميكردند ، بلكه بمقتضاى وقت خوانده ميشد ، و شايد كه گاهى آيه در جائى نازل ميشد كه سابقه ى قرآن و ديگر آيات در آنجا نبوده است ، مثل آياتى كه در سفرها بر پيغمبر ( ص ) بمقتضاى وقت نازل ميشده است ، براى مثل و تصوّر مطلب فرض كنيد ، شما امروز در شهرى كارى داريد نامه اى به نماينده ى خود مينويسيد ، پس از چندى به ديگرى و شهرى ديگر مطلبى بايد نوشته شود كه در اصل و نتيجه با اوّل يكى است ، البتّه الفاظ و معانى اين دو نامه بايد كمال شباهت با هم داشته باشد تا همان نتيجه گرفته شود ، معلوم است نامه ى دوّم تكرار نامه ى اوّل نيست ، بلكه بيان مطلب است براى دو مقتضى ، پس در اين دو آيه مطلب تكرار نشده است ، و